خرید بک لینک
کل زمستون بیکار ، ماه رمضونم رفتیم بریم استخر مدیر عن معلوم نبود چش بود پاچه مون رو گرفت ، ازادگانم که کف استخر سوراخ شده اب میده و ریده. اونم از ارش که یاسری ریده!یادم نمیره اول کرونا گفت شماها حسابتون از باقی جداس حالا کلاس رو داده به اون عنتر . البته که هنوزم میگم بذار حمالی کنه اما خبذهنم اشفته اس دارم با ارامبخش جمعش میکنم ، جمع خانوادگی ای که میخوام رو ندارم، از اون جمع های گرم . عسل هر روز شیفت و هر روز نبودنش اذیتم میکنه. علیرضام که کلا نیستتو حال بد گفتم اون فالگیره برام فال بگیره اونم رید . گفت اون که یکی تو زندگیش هست اونم که ماشالا کنجکاوهوعده پول و بهبود اوضاع رو داد ، نمیدونم چرا فوکوسم رو نمیذارم رو اون بخش؟ برا خودمم سوالهدیروز رفتیم خونه جدید مامان. قشنگ شده . هنوز فرش نشدم اما قشنگه دیشب از استخر برگشتنی رفتم دنبال عسل دم لمیز ونک . دلم یهو زاپاتا خواست . خروجی رو اشتباهی رفتم و از پالیزی سر دراوردم . چسبید ، خوشمزه بود . یجور بدی ام ، یجور خیلی بد . البته که حال مردم کلا خوب نیست تورم و قیمتا، سگ دو زدنا و به هیچ کجا نرسیدنا بی تاثیر نیست میخوام برم درکه ، سرم درد میکنه . دارم امور اداری رو انجام میدم که بلکه برم راستی میرم کلاس رقص . حرکت نگاره ، و کلاس رقص کلاسیک هفته پیش مریض شدم و نشد که برم این هفته باید دید چطور میشه روزای خوب در راهن. شایدم الان تو روزای خوب هستیم و نمیدونیم الله و اعلم

برچسب: نویسنده: باربد زمانی تاريخ: دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 14:59

با عسل حرف زدم گفت میگن شما تلوزیون دارید سینما نمیرید ؟ گفت نمیفهممشون اصلا . گفتم موافق این جریان نیستم اما واقعیتیه که هست . گفت برام غیر قابل درکه. بهش گفتم بیشتر معاشرت کن ، به اون یکی ام گفتم خیلی حرفا زدیم چرا یادم نمیاد ؟ نکنه دارم خرفت میشم ؟ولی با تمام این غرا امروز نیم ساعت باهاش حرف زدم و گفت میدونی اغلبشون بهم میگن واقعا تو توی رابطه نیستی؟ میگفت حسین گفته تو دنبال شوهر میگردی، سخت میگیریu2028عرشیا گفته یکی از دوستامه ازت خوشش میاد معرفیش کنم ؟ جواب دادم نه توروخدااعرشیا دوست تو اصلامیگه نمیفهمشون میگن شما خونتون تی وی دارید ینی سینما نمیرید ؟u2028میگه من اصلا برام قفله برم یه پسر پیشنهاد بدمu2028میگفت حنا گفت فلان دختره کلاغ پس کله اش نمیرینه اما دوست پسرش رو ببین ...u2028کلی تو این گفت و گو خندیدم یجاشم بهش گفتم من نباید وجه پلیدم رو نشونت بدم اما ....بودن این فرشته عالیه خصوصا زمانی که بهم میگه خوشگلهههشب بعد اومد گفت بچه ها باهام حرف میزدن . به حسین گفتم مامانم چی گفته و حسین گفته مامانت رو بیار برامون حرف بزنه من تاحالا اینجوری بهش نگاه نکرده بودم ما میشینیم دور سوشال مامانت حرف بزنه برامونگفت اون یکی گفته تو بگو کی ما میریم برات جورش میکنیم ، دیشب کلی از شیفت اومد سر این جریانات خندیدیم ، خوابم نمیبرد و از اتاق اومدم بیرون خالهعذرا و مامان و خاله حورا “ نشسته بودنو این شد شروع یه ماجرا

برچسب: نویسنده: باربد زمانی تاريخ: دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 14:59

خب دیگه ریدی چیکارت کنم ؟ از سه شنبه اس داری پنهون کاری میکنی پنهون کاری پشت پنهون کاری الانم همه چی تمومه

برچسب: نویسنده: باربد زمانی تاريخ: دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 14:59

صفحه بندی